دوستت دارم
شکوهمند و افسانه ای
عاشقانه و دلبرانه
دوستت دارم
شکوهمند و افسانه ای
و لبریزم از ترس نبودنت
و لبریزم از ترس ندیدنت
و لبریزم از ترس های دگر…
تو را می بویم و همچون نسیم صبح گاهی
تنگ در آغوش میگیرم
تو را هر وقت می بینم
آسمان من
بسان مرغکی بی بال و پر
در حسرت پرواز میمیرم
مرا در یاب ای روشن تر از لبخند !!!
پی نوشت : این یکهفته باعث شد شدیدا از هم دور بشیم ! برنامه ات برای جبران و طبیعی کردنش چیه؟ برای بار چند هزارم نه کار و نه حرف دوستان نباید تاثیری بزاره که…
پی نوشت : فکر می کردم بعد از یک هفته با یک برخورد گرم و طبیعی بر میگردی بعد از اون همه تماس و پیامک های من…
پی نوشت : لج بازی = تباهی ، عشق = گذشت
اندکی کسالت روحی دارم !
.
.
.
.
.
درمانش فقط یک کلمه است !
درمانش فقط خاموش کردن سکوت است !
یارم ، دلدارم لب به زبان بگشای و راز دل را بهر آن سیاه بخت سپید روی بگو !
پی نوشت : زمانی می گفتی افتخار می کنم که انقدر مهمم که یک نفر برای من توی یک سایت مینویسه… اما الان معلوم نیست اصلا میخونی این نوشته ها رو…
کاش من فدای کار و انتقاد از برخوردت در محل کار از من نکنی ! بخدا هیچ کدام ماندنی نیست… اما وفاداری من که ثابت شده ست…
روز یگفتم استعفا بده ، سه روز تحریم بودم ! روزی خواستی استعفا دادی و چند بار اعتراف کردی کار و زحمت برای بقیه ماندنی نیست و باید به فکر زندگی خودمان باشیم… باز که انتقاد از کارت و برخورد محل کارت کردم…! کی باز به این نتیجه میرسی… کی می خواییم به عمل و احترام متقابل برسیم…؟
دقت کن جمع بستم ! آرام باش و عصبانی نشو… عزیزم !
دوست دارم از تو بنویسم بی آنکه در جست و جوی قافیه و ردیفی باشم بی آنکه واژه ها را انتخاب کنم و تو را در دل آنها جای دهم !
دوستت دارم…
گاهی کوچکم می بینی
گاهی بزرگ ! !
نه کوچکم نه بزرگ ! !
خودت هستی که دور می شوی و نزدیک ! ! !
پی نوشت : نگران بودم امروز زنگ زدم ! قصد مزاحمت نداشتم… داری دورمون می کنی ! همین… ان شا الله برنامه ای هم برای جبران این دوری داشته باشی